تبليغاتX
از این زاویه
برگی از یک دفتر:

 و ذهن من به این می اندیشد که زبان اسپانیایی ام را تقویت کنم و باقیمانده ی پول هایم را هم به سویتلانا بدهم ورقص سالسا و اسپانیولی یاد بگیرم ...

و به محض این که پایم به جزایر کاراییب یا شیلی یا بندرریودوژانیرو رسید...رقاص شوم و همان جا ماندگار شویم

گاهی باید برای بهای آزادی همه کاری کرد...و کسی چه می داند؟..

شاید یک روز برسد که تو  بتوانی بدون مرز بنویسی و

!من بدون مرز برای آزادی مان برقصم!

 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت توسط نشسته در این زاویه! |