سه کتاب بیشتر دم دستم نیست.یکی روز نوشت پیتر دراکر،یکی سنت روشنفکری در غرب و دیگری کتابی نحیف و لاغر از فیلسوفی فربه: (نیچه ). قرارم با خودم این بود که قصه ای ناتمام از سالها پیش را تمام کنم و اینجا بگذارم تا بتوانم از دور نگاهش کنم و ضعف و قوتش را در اینه دیگران ببینم اما چند روزی ست که عجیب نافرمانی میکند ذهنم و همراهی نمیکند دلم.راستش کمی هم ذهنم درگیر این تحول اقتصادی ست که رییس جمهور میخواهند اجرا کنند و پارلمان جلویش درامده و تلویحا گفته مبنای کارشناسی ندارد! حالا شما فکر کنید ،لایحه ای در این سطح! در سطح کلان مملکت! آنهم از سوی اولین مسول اجرایی کشور میرود برای پارلمان و ...
دیروز نیچه خوانی ! داشتیم! واز دیروز تا حالا به این چند جمله ی نیچه فکر میکنم :
*ايرانيان راستگوترين و راست تيرانداز ترين قوم تاريخ اند.
*خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند.
*تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی.
پ.ن: اینکه کدام برای بالیدن است و کدام برای لالیدن! و کدام برای خندیدن به عهده دوستان